مهدى مهريزى و على صدرايى خويى
246
ميراث حديث شيعه
تأييد ربّانى ، مرغوب « 1 » نفس شيطانى را پشت پاى زده وبه توفيق سبحانى از عقبات اعتبارات ، در گذشته وبر مسند صدق واخلاق ، نشسته وأبواب هوس « 2 » را بر روى خويش بسته « 3 » واز كدورت تعلّقات دست شسته وبه صابون مجاهده ، جامهء باطن را نظافت فرموده وبه مياه تقوا آن را طهارت نموده ، پس مركب روح در ساحات عوالم معنى به جولان درآورده وبه تازيانهء توجّه ، أو را به جانب مقصود ، نهيب داده وبر أوج مراتب برآورده وكشتى فهم ووهم را در غرقاب تحيّر ، غرق گردانيده وقطرهء وجود مقيّد را به بحر وجود مطلق « 4 » رسانيده . نظم خوشا سرى كه بود ذوق سرها ديده * به چشم دل ، رخ اسرار آن سرا ديده بر آستان وفا هر دمى ز دشمن ودوست * هزار محنت وناكامى وجفا ديده به هر جفا كه كشيده به روزگار دراز * براي دوست در آن شيوهء وفا ديده به هر وفا كه نموده به زير تيغ جفا * ز روى دوست دو صد خلعت صفا ديده ميان ظلمت امكان وكثرت صوري * نسيم صبح وصال « 5 » از ره فنا ديده چو از رسوم مجازى فنا شده كلّى * درون زهر فنا شربت بقا ديده
--> ( 1 ) . ف : + / مرغوبات . ( 2 ) . م : هو . ( 3 ) . ف : گذاشته . ( 4 ) . ف : - مطلق . ( 5 ) . م : + / تو .